بازی تصاویر و کلمات
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:31
بسم الله الرحمن الرحیماین جا را ببینید. خیلی جالب بود سبک کارشان. http://mimajil.blog.ir/post/صفحه-ی-279و الی الله ترجع الامور ...
برای چیدن گل، خار را باید تحمل کرد
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:31
بسم الله الرحمن الرحیمگاهی عجیب دلم می خواهد خانه داری و همسر بودن شغلی میشدند که می توانستم از آن ها مرخصی بگیرم. گاهی محبت هم آن قدر قوی نیست که تو را سر پا نگه دارد. محبت تو به این زندگی، به مخاطب خاصت. زندگی همیشه صحنه های رمانتیک به یادگار مانده از داستان ها و قصه های دلنشین نیست. گاهی زورت نمی...
انگار کن کسی دنبالش گذاشته
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:31
بسم الله الرحمن الرحیمهر چه پیش می رود اندازه قدم هایش بلندتر می شود. یکی هم نیست بزند سر شانه اش و بگوید: هی با تو ام? کجا با این همه دستپاچگی? روزهای ۲۶ سالگی را می گویم. با این که هیچ وقت، تصور خاص
خدای آدم های خراب کار ...
-
تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 3:26
بسم الله الرحمن الرحیمخدایا ببخشید اگر هعی پشت هم گند میزنم و مثل آدم های دست و پا چلفتی خراب کاری می کنم. خداییش یک جاهایی می مانم که دعا کنم خراب کاری ام، خراب کاری حساب نشود. :| می دانی که از چه چی
شاید یک روز تو را بلد شدم ..
-
تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 3:26
بسم الله الرحمن الرحیممردها، نمیدانم شاید همه شان هم این طور نباشند، شاید حرفم آن قدرها هم فراگیر نباشد ولی مردها از یک جایی به بعد، از این که ابر قهرمان زندگی ات باشند خسته می شوند. گاهی دلشان تکیه گاه می خواهد. یک خانم محکم و لطیف که از پس خودش بر می آید...والی الله ترجع الامور ...
پیشاپیش ممنون از پاسخگویی بزرگوارانی که متاهل هستند. خانم ها و آقایان
-
تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 3:26
بسم الله الرحمن الرحیملابد پست قبلی را خوانده اید، که اگر نخوانده اید، بی زحمت نگاهی بیاندازید. سوالی داشتم از شما، ان شاءالله که بی پاسخ نماند. +شما به عنوان یک خانم متاهل، در زندگی مشترک تان، در چه
از دستی که دادی پس بگیری آقا ...
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 2:23
بسم الله الرحمن الرحیمفقط مونده بود به گریه کردن هام، گریه کردن جلوی فلان مسئول آموزش کل رو هم اضافه کنم. واقعا طرز برخوردشون دلگیر و نامناسب بود. فکر کن داری صحبت می کنی، یهو برگردن بهت بگن سه بار ای
یه بار دیگه ندای دل هاتون و نیاز دارم
-
تاریخ: 1397/12/18 ساعت: 2:23
دوباره نوشتمش، از اول اول، با تاریخ و جزئیات مکالمات. استادم گفتند که بنویس من امضا می کنم و اضافه کردند که نمیدونند تقصیر با چه کسیه? گفتم من دنبال مقصر کردن خانم نون نیستم. خدا وکیلی خیلی کمک کرد و
صفری
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
379روزهای اول دانشگاه وقتی چیزی از سال بالایی ها و عابران و جنبندگان سوال می کردی، میشنیدی که خنده کنان با دست نشانت می دهند و می گویند: "صفریه" بعد هم اگر خیلی تحویلت می گرفتند، دست آخر با یک آدرس اش
بدون عنوان
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیمدر آشپزخانه مشغول آماده کردن مخلفات ناهار هستم و به این فکر میکنم که چه قدر یک سالاد شیرازی با آبلیمو و آبغوره و کمی نمک و فلفل کنار غذا چه قدر می چسبد. تخته سبزی خردکنی را روی س
حال خوش
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیم- از خوبی های ورزش کردن همین بس که کلی حال خوب به جسم و روحمان تزریق کرد.- با اینکه تازه سه جلسه از کلاس گذشته، ولی میشه حس کرد که چه طراوتی میده به آدم.- الحمدلله که سانس ما و ن
گر من به غمِ عشقِ تو نسپارم دل/ دل را چه کنم؟ بهر چه می دارم دل؟
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیمپست قبلی را خاطرات تان هست? :/ دیگر اگر یاد ندارید هم مهم نیست، ولی چیزی که الان مهم شده و ذهنم را به خودش مشغول کرده این است که حدس میزنم طی یکی دو جلسه بعد، استاد از من بخواهد
باید اسمم و میگذاشتن شمسی
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیمهمون طور که از عنوان حدس زدید، پست حاوی محتوی خاله زنکی و غرناکه، پس بی زحمت هر کسی میبیند وقتش تلف میشود نخواند.در دنیای واقعی، برای هیچ کسی دیگر نمی توانم حرفاهایم را بزنم و وا
الوعده وفا
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیمنمیدانم کسی خاطرش هست این روز و امشب را؟! میخواهم به وعده های پشت پرده پیمان مان تحقق ببخشم اما هنوز نمی دانم چه طور؟ تحقق بخشیدنی که در گرو بخشیدن من است از چیزی که در قلب مان ث
یک بار دیگر از نو می نویسم
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیم وارد مطب که شدم منشی رفته بود آبدار خانه برای همین هم راحت توی دفتر نوبت دهی اش ریز شدم. آن خانم منشی دیگری که یک پسر بچه دارد، آن روز قرار شد نوبتی برای دوازده شهریور برایم بز
مرغک زار
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیملطفا در این شب ها و روزهای نشان شده، به حال زار بنده هم دعایی بفرمایید. بدجور رو به زوالم ... یا رب ارحم ضعف بدنی ...التماس دعای شفا والی الله ترجع الامور ...
نعمت های پر برکت
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیم + جا داره از دوستم به خاطر معرفی فضای وب اون روز برای سمیرا تشکر کنم. می پرسید چرا? چون باعث شد کنجکاوی کنم و برم تو فاز وبلاگ نوشتن و آشنا شدن با این فضاها. ممنونم ازت نسیم جا
من و این حجم از بی قراری
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیمخودم، خونه زندگیم، در و دیوار خونه، ظرفا، لباسا و همه چیزم روی هواست. یک شلخته به تمام معنا که به خودی خود حوصله خودشم نداره و دلش میخواد شب بخوابه و صبح بیدار نشه هرگز. خسته و ک
فصل جدید
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیمان شاءالله میام از حال و روزم می نویسم. پست قبلی سراسر افسردگی بود،گفتم صفحه اول نباشه حالتون گرفته بشه با دیدنش.التماس دعای فرجو الی الله ترجع الامور ...
زَر بدست طفل دادن ابلهیست|اشک را نذرِ غمِ دنیا مکن....*
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 20:12
بسم الله الرحمن الرحیم 1اول از هر چیزی ممنونم از تک تک شما دوستان و بزرگواران که به بنده محبت داشتید. اجر شما با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف2اصلا نمی دانم گفتن از حال و هوای روحی و جسمی ام آن